محبت

وبلاگی برای جوانان ایرانی

ازدواج موقت از نگاهی دیگر2

با عرض سلام به دوستان عزیز

با آخرین پست سال 87این کلبه همراه میشویم  و پیشاپیش سال نو را به شما تبریک عرض میکنم.

در این پست وبلاگ محبت،قسمت دوم"ازدواج موقت از نگاهی دیگر" را بررسی میکنیم،پس با ما همراه باشید.

1.

کمتر کسی در این زمانه وجود دارد که در جامعه امروزی زندگی کند ولی درباره مضامین جنسی هیچ نداند.این دانسته های افراد از کجاست؟بی شک نه من و نه شما در ایران مفهوم این مسایل را از خانواده نشنیده و این جامعه بوده که به من و شما آموخته.

آیا جز این نبوده که خانواده ها میگویند درستان را بخوانید؛یا شاید هم بگویند:"خط قرمز".

این سنت دیرینه به خود اجازه نمیدهد که مضامین جنسی برای ما تا قبل از ازدواج روشن شود و لابد هم انتظار دارد که تا آن موقع بچه ای سربه زیر و درسخوان باشیم و یکباره در شب عروسی ماهیتمان عوض شود!

و باید گفت که همواره سنت دوست دارد پایدار بماند و نیازهای جدیدی که در جامعه به وجود می آیند در تغییر آن بی اثر باشند.

پس:نمی توان از این جامعه و سنت انتظار داشت که ذهنیتی بی طرف از ازدواج موقت و مسایل جنسی به مردم بدهد.

 

2.

امروزه قوانین فیزیک،شیمی و زیست؛همگی به زیبایی بیان میکنند که رهبانیت در عالم مضر است.

آیا ما در علم زیست نمی خوانیم که رادیکالهای آزاد به دلیل عدم تعادل کاتیونی به گروه هیدروکسیل سلولهای زنده حمله میکنند؟

یا در شیمی نمی خوانیم که آنیون و کاتیون ها به تنهایی طغیانگر و فعال هستند و یا در علم فیزیک نمی خوانیم که دو یون مثبت و منفی مدام در تکاپو اند و تنها زمانی از این حالت خارج میشوند که در کنار یکدیگر قرار گیرند؟

تعادل این گونه است

این ها همان چیزی است که در 1400 سال پیش قرآن گفت«لا رهبانیته فی الاسلام»!

این ها همه برای مردمی است که می اندیشند،نه برای کسانی که نمی اندیشند!!

3.

شهید مطهری(ره)به زیبایی بیان میکنند که«سالها پیش،همزمان با بلوغ جنسی دختران و پسران، به عقد هم درمی آمدند،در حالی که هم اکنون فاصله بین بلوغ جنسی و ازدواج نزدیک به 10 سال است»

می دانید این یعنی چه؟...

یعنی حس نیاز،یعنی افزایش زنا،یعنی چشم چرانی،یعنی خودارضایی،یعنی پایمال شدن معصومیت جوانان به دلیل عدم دسترسی به ارضا جنسی مشروع،یعنی دوستی های حرام و بی هدف،یعنی اتلاف بیهوده وقت در خیابانها،یعنی افسردگی های نشات گرفته از عشق های هوس آلود،یعنی موسیقی حرام برای فرو نشاندن گداختگی،یعنی صحبت های رایج بین دختران و پسران،یعنی تصاویر و  dvdهای سکسی و ...

 

اگر باورهای اجتماعی مان صحیح بود،چرا با وجود آن همه شهید و تنها در عرض 30 سال پس از انقلاب اسلامی،جوانان ما خود را در آغوش غرب می اندازند؟

چه کسی پاسخو است؟اسلام یا طرفداران سنت عمر؟

 

4.عده ای معتقد اند که اگر از ابتدا جو آموزش و جامعه مختلط باشد،دیگر مشکلی پیش نمی آید و دختر و پسر در کنار یکدیگر امری عادی تلقی میشود.

باید گفت که آینه اسکندر ما؛غرب،با عادی تلقی کردن اختلاط،چیزی جز سقط جنین در گوشه دستشویی مدارس و سست ساختن بنیان خانواده ها عایدش نشد.می دانید چرا؟

چون غربی ها افسار گسیخته به تخلیه غرایز می پردازند.

در حالی که راسل فیلسوف غربی در همان زمان معتقد بود که اگر ازدواجی رفاقتی،تنها با یک شریک ولی به دور از تعهد خرج و مخارج،در اروپا رواج یابد،جلوی فساد ایجاد شده به شدت گرفته میشود.

آیا امکان دارد که راسل غربی به این نتیجه‏ی درست برسد ،ولی اسلام و قرآن خیر؟؟

 

5.

عزیزان ازدواج موقت شرایطی دارد.

 

*اول این که تا دائم مانده موقت نه.ولی اگر امکان دائم نبود و نیاز وجود داشت میتوان به موقت رو آورد.

*اگر ازدواج موقت بازیچه دست متمولان و شهوت پرستان تنوع طلب شود،از زنا نیز بدتر است؛ولی برای یک جوان که در گناههان جنسی دست و پا میزند و نمیتواند ازدواج کند،همچو نماز واجب است!

 

*ازدواج با دختران باکره،به اذن پدر نیاز دارد(مگر در مواردی خاص)؛پس این دلیلی بر محدود ساختن آن آزادی است که اغلب دختران می پندارند و از آن بیم دارند!

 

*عده ای میگویند:"ازدواج موقت خود فروشی و کرایه زن است!"

بایستی به این دسته از عزیزان بگویم خودفروشی آن است که:

درغرب زنان از پورنوگرافیت ها پول می گیریند تا در مقابل دوربین به شهوت بازی بپردازند.

کرایه ای آن بازیگران هالیوودی هستند که در حاضرند در مقابل پولی،عزش و شرافت زنان را زیر سوال ببرند.

کرایه آنهایی هستند که حاضرند مجامعت با همسرشان را به سایت های مستهجن بفروشند،

و...

به نظر شما این یعنی کرایه ای یا آن زنی که برای حفظ پاکدامنی و عزت و عفتش به رابطه ای حلال،شرعی و تنها با یک نفر،برای تخلیه غریزه اش بپردازد؟

 

فراموش نکنیم که...

***شاید جوانی به دنبال این باشد که با ازدواج موقت،در آخر الزمان،از فتنه های دجال در امان باشد.

 

 آزاد  و رها بدور از میله ها

 

 

*** مقاله ای از شهید مطهری پیرامون ازدواج موقت***


ظاهری به ظاهر زشت,باطنی بس زیبا

 

قسمت اول...

سلام و هزاران درود به دوستان گلم    

حال شما خوبه؟   

زمستون امسال هم به گرمی گذشت و ما رو از لذت برف بازی بی بهره ساخت،به امید سالهای پرباران.

بلاخره وبلاگ محبت تصمیم گرفت تا موضوع جنجالی ازدواج موقت رو از دیدگاهی متفاوت بررسی کنه.

با صراحت عرض میکنم که من نزدیک به یک سال روی این مطلب تفکر و تحقیق کردم و اگر با روال این وبلاگ آشنا باشید میدونید که مطالب کاملا منطقی و تا حد امکان به دور از تعصبه.

امیدوارم که راه مبین بر همه انسانها عیان بشه تا در زندگی کمتر به چالش بیفتند. 

:.رسول اکرم میفرماید:ازدواج سنت من است و هرکه به سنت من بی رغبت باشد از من نیست:.

برداشت اول:

بی شک ازدواج امری مقدس و همه گیر است و انسانی نیست که بدان نیازمند نباشد.وقتی میبینیم که انسانهای اخته تمایلی به ازدواج ندارند،درمیابیم که ازدواج با غریزه توام است.نیاز به ارضا جنسی همانند نیاز به غذا،امنیت،آرامش و ... یک نیازذاتی است.

عدم ارضا هریک از این نیازها آشفتگی جسمی و روحی به همراه دارد؛همانگونه که انسانی گرسنه بی اختیار به دنبال خوردن غذاست و عدم رسیدن او به این نیاز رفتار پرخاشگری را در وی به وجود می آورد.

پس تا اینجا می توان نتیجه گرفت که ازدواج برای تمام موجودات نیازی حیاتی است و تنها هدف آن،رساندن انسان به تعادل است؛تعادلی که او را به سوی رسیدن به زندگی سرشار از موفقیت رهنمون میسازد.عدم ارضا صحیح این غرایز با عدم تعادل زندگی همراه است.

 

برداشت دوم:

گسترش فناوری و عصر ارتباطات بر همه آشکار است؛به گونه ای که می توان به وسیله ماهواره یا اینترنت به راحتی با فردی در دورترین نقطه زمین ارتباط برقرار کرد.این وسایل ارتباطی ابزار مناسبی برای گسنرش ایده ها و مقاصد است.متاسفانه در این زمینه مقاصد منفی پیشتاز بوده و شبکه های غربی فرهنگ برهنگی را با قدرت تبلیغ میکنند(بی آنکه دقت چندانی داشته باشیم.)این وسیله ها باعث شده که 1:جامعه ما تاثیر بپزیرد و خیزشی هرچند آهسته به سمت برهنگی بردارد 2:مردم و به خصوص جوانان با قرارگیری در این شرایط خواه یا ناخواه تحریک شوند.(البته استثنا نیز وجود دارد)

 

نتیجه گیری اول:

تا اینجا ما با چند چالش بزرگ مواجه هستیم:

1:سن ازدواج بالا آمده و شرایط آن دشوار شده  2:محرک های جنسی نسبت به چندین سال پیش به شدت افزایش یافته 3:غریزه های جنسی ارضا نمی شوند یا در مسیر ناصحیح تخلیه می شوند 4:انسان همان انسان است،با قدرت غریزی اجدادش

با کمی دقت میتوان نتیجه گرفت که علت فشارهای روحی بسیاری از جوانان از این موارد نشات میگیرد.

 

چاره چیست؟

موارد بالا به روشنی نشان میدهد که اگر نیروی جوان جامعه ای بخواهد با چنین مشکلاتی کلنجار برود،آن ممکلت آسیب جدی میبیند.آیا یک جوان نمیتواند به جای تحمل این فشارهای عصبی،به کسب تبحر در یک زمینه ی شغلی یا علمی بپردازد؟ 

 

سالها پیش جوامع اروپایی این مساله را درک کردند و در صدد حل آن برآمدند.

بلاخره راهکار صاحب نظری امریکایی که بسیار خیره کننده بود برگزیده شد.

بله،آزادی جنسی!!!

این ایده،به ظاهر موجب ترقی علمی اروپا گشت ولی چون ایده،ایده انسان بود و انسان نیز تکامل نیافته(؟)؛نقص ها آشکار گشت و امروزه افسردگی را بیماری رایج اروپا می بینیم.

زیرا:

1:حقوق بانوان پایمال میشود 2:سقط جنین فراوان است 3:از طرفی حس آزاردهنده زنا عذاب وجدان ایجاد میکند 4:و مهم تر از همه این که افراد به دلیل تنوع جنسی اشباع نشده،و در مقابل تشنه تر هم میشوند.این گونه است که به بن بست می رسند.

 این هم از راهکار آقای صاحب نظر!!!!

 


خداوند حکیم است.بنده را خلق میکند و میداند که در کجا به مشکل برمی خورد.

به نظر شما خداوند تدبیری برای انسان نیازمند اندیشیده تا بتواند او را به تعادل برساند و از هیجانات منفی دور سازد؟

 

*در ابتدا باید بگوییم که قرآن کتابی است جامع و شامل.نمی توان در هستی چیزی را یافت که درقرآن اشاره ای(نه ذکری)به آن نشده باشد.نیافتن ما مبنای بر نقص قرآن نیست،بلکه نشان از کاستی فهم ماست.از این رو خداوند ائمه اطهار را نزدیک به 3 قرن مامور شکافتن مفاهیم قرآن کرد تا آنچه برما پوشیده است آشکار گردد.

ازدواج موقت یکی از این موارد است و تمامی ائمه معصوم آن را گفته و تاکید کرده اند.(میتوانید برای اطمینان به اصول کافی،بحار الانوار،من لا یحضره الفقیه،تحف العقول و مکارم الاخلاق مراجعه کنید.)

 

حال در ازدواج موقتی که خداوند حکیم برای انسان صلاح دیده،چه چیزی نهفته است؟

اصلا چه فرق آن و چه فرق زنا؟

ازدواج موقت شرایط و ضوابطی دارد:

1:فرد توانایی مالی ندارد، یا این که سن یا توانایی ازدواج دائم را ندارد 2:در ازدواج موقت دختر و پسر عهد میکنند که برای مدتی دلخواه به عقد هم دربیایند و نسبت به هم وفادار باشند.در این بین تولد هرگونه فرزند شرعی بوده و مرد در قبال کودک مسئولیت دارد(بر خلاف زنا) 3:مهریه تعیین میشود.

 

*تصور کنید که:در زنا فرد می داند که نهایتا تا یک ساعت بیشتر نمی تواند از طرف مقابل لذت ببرد؛پس از یک ساعت چه؟

هزینه رفته ؛تشنگی دوباره ؛نگرانی از این که آیا میتوانم دوباره خودم را ارضا کنم؟

این حرص می آورد و شعله های شهوت را دو چندان میکند.

 

ولی در ازدواج موقت مرد و زن میدانند که مثلا حداقل برای یک سال هروقت که اراده کنند،حتی بدون صرف هزینه در اختیار هم هستند و از همه مهم تر این که خداوند از آنها خشنود است.همان گونه که در حلیه المتقین نوشته شده«هنگامی که دو زوج با یکدیگر نزدیکی میکنند،گناهانشان پیوسته میریزد و با غسل آن سیئات شسته میشود».

می بینیم که رضایت خدا و خشنودی اش بسیار آرام بخش است و آن را از زنا متمایز می سازد.

پس عجیب نیست که این تعهد موجب رفع تشنگی دو طرف و نزدیک شدن به تعادل شود.

 

حال مگر این چند کلمه محرمیت چه کار میکند؟

تصور کنید:خیلی از افرادی که در زندان انتظار اعدام می کشند تنها به این خاطر به زندان افتاده اند که یک نفر به آنها ناسزا گفته،آنها نیز از کوره در رفته و ... ؛آیا نمیتوان گفت که انسان به راحتی تحت تاثیر صحبت ها قرار میگیرد؟

 

*ازدواج موقت اولین راهکار نیست،بلکه آخرین راهکار است.دلیل این جایگزاری نا مناسب،عرف غلط حاکم بر جامعه است

 

*فراموش نکنیم که می توان جزو استثنا ها بود و به دور از هیاهو و قیل و قیال حاکم بر جامعه،مسیر خود را رفت.هنوز هم دانشنمدانی هستند که در گوشه آزمایشگاه یا کتابخانه هایشان معجزه می آفرینند.

 

*اگر جامعه به استفاده صحیحی از ازدواج موقت روی آورد،دوستی های  بیهوده خیابانی به لحظاتی ثمر بخش،ملکوتی و توام با آسایش ذهنی تبدیل خواهد شد.

 

*اشتباه نکنید؛در ازدواج موقت حقی از بانوان پایمال نمی شود.آیا بانوانی که 9 برابر قدرت جنسی مردان را دارند،در یک رابطه جنسی ارضا نمی شوند؟

 

*دو مشکل وجود دارد:1:بکارت:این مشکل در صورت ترویج ازدواج موقت کاملا از بین می رود(البته اکنون هم چندان کاربردی ندارد.)2:بارداری ناخواسته:این مساله و مشکل حفظ آبرو معضلی است که خوشبختانه علم راهکارهای مطمئن و متعددی برای جلوگیری از آن ارایه داده است.

 

دو سه خط دوستانه:

عزیزان،من هم مثل شما جوان هستم.

تو رو خدا تحت تاثیر غرب قرار نگیرید و اجازه ندید در مسیر رودخانه ای قرار بگیرید که سرانجام به سد می رسه.بهترین راه زندگی اینه که همراه با جریان رودی باشیم که به دریا میریزه،در تکاپو و تلاش و به دور از رخوت.

من تنها یک راه بلدم که به ما نشون میده چجوری سوار رود اقیانوسی بشیم...

اون راه اینه که...

                      اون راه اینه که...

                                          اون راه اینه که...

                                                        تنها به خدا پیوست و دستش رو گرفت

 در هیچ چیز نظر نکردم،مگر این که خدا را قبل از آن،با آن و بعد از آن دیدم

 

ادامه دارد...


Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ محبت


ورودتان به محبت را از صمیم قلب خوش آمد میگویم
در اینجا کلام،از جنس بیهودگی و اتلاف زمان نیست
ما به دنبال اتقان ایم و از بهترین ها،بهترین ها را میگزینیم
به دنبال این هستیم که جابر باشیم،و مصفای کدورت فکر و دل و جان
امیدوارم این کمترین شایستگی خدمت به جوانان پاک ضمیر ایران پاک را داشته باشم

موزیک های پشنهادی